ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
113
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
2 - گاهى مذمّت كننده عكس اين تشبيه را منظور مىكند مانند : صورت خليفه از برص سفيد شده مثل سفيدى صبح . ( ركن چهارم ) ركن چهارم در خود تشبيه است ودر آن بحثهايى است : بحث اوّل - تشبيه از اقسام مجاز نيست زيرا تشبيه خود معنايى از معاني سخن است وبراي آن حروف وألفاظ مخصوصى است همانند « ك ، كانّ ، نحو ومثل » كه به طور قراردادى بر تشبيه دلالت مىكند . هر گاه ادات را در جمله ذكر كند حقيقت مىباشد ، مثلا اگر بگويى « زيد مانند شير است » انتقال لفظ از معناى اوّل به معناى دوّم نيست تا مجاز باشد . بحث دوّم - در بارهء خود تشبيه است كه به طريق زير به دو صورت قابل تصوّر است : 1 - تشبيهى كه نمىتوان عكس آن را به كار برد واين در صورتي است كه تشبيه به منظور مبالغهء ناقص وتشبيه آن به كامل صورت گرفته باشد تا حكم كامل به صورت تشبيه براي ناقص هم منظور شود : چنان كه اگر سياهى شيئى را به كلاغ ويا صورت زيبايى را به ماه وخورشيد تشبيه كنند در اين نوع تشبيه نمىتوان عكس آن را به كار برد ومثلا گفت كه خورشيد وماه مانند صورتي زيباست ، زيرا اگر كامل را به ناقص تشبيه كنند خلاف مبالغهاى است كه در تشبيه مورد نظر است . 2 - تشبيهى كه مىتوان عكس آن را به كار برد : گاهى منظور از تشبيه مبالغه نيست بلكه جمع كردن ميان دو شيئى در مطلق صورت وشكل ورنگ است مانند تشبيه كردن صبح به سفيدى پيشانى أسب كه اين تشبيه صرفا به اين قصد آمده است كه برجستگى سفيدى را در ميان سياهى نشان دهد با اين كه سفيدى